gegli

عاشق دريا

فردين

× اين وبلاگ خصوصي(و نه عمومي) بوده و با همين عنوان و صرفا براي مخاطبان خاص تعريف شده،و تابع قوانين وبلاگهاي خصوصي است،بخش محتوائي تماما نوشته،ترجمه يا گردآمده توسط فردين مدير اين وبلاگ ميباشد.هرگونه رونوشت واستفاده از محتواي نوشتاري و تصويري براي هيچكس مجاز نيست و هرگونه نقل قول و غيره تحت هرعنوان وانتقال به ديگر وبلاگها يا فضاهاي مجازي،عمدا يا سهوا توسط هر شخص و مقامي بدون اطلاع و اذن مديراين وبلاگ غير قانوني و مجرمانه تلقي شده و عنداللزوم در مراجع صالحه و قانوني قابل پيگرد است،مضافا براينكه نگارنده در قبال هرگونه رونوشت يا باز نشر مطالب بدون رعايت موارد فوق از خود سلب مسئوليت كرده و مرتكب شخصا پاسخگوي عواقب و خسارات معنوي و قانوني متعاقب و مرتبط خواهد بود
×

آدرس وبلاگ من

asheghedaryaa.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/fardin1347

×

اونيكه بودنت رو قدر ندونست و نمي دونه لايق موندگار شدن توي ذهنت هم نيست

از ذهن تا دهن فقط يك نقطه فاصله است ... تا ذهنت رو باز نكردي ، دهنت رو باز نكن ...دلبندم..

وقتي دلت گرفته ، وقتي غمگيني ، وقتي از زندگي سيري حواست رو خيلي جمع كن .. چون توي اون لحظات طعمه خوبي ميشي

به سلامتی اونایی که هم دل دارن هم معرفت اما کسی رو ندارن... به سلامتی اونایی که تک پرن و با هر آشغالی نمیپرن... به سلامتی تلخی روزگار که خیلی چیزارو میشه خواست اما نمیشه داشت... به سلامتی اونایی که غرور دلشون له میشه ولی به حرمت رفیقشون فقط خون دلشو میخورن وبه سلامتی تو عشقم

روزها يكی پس از ديگری به پايان می رسند... و در پی روزها عمر من... خسته نباشی سرنوشت....! می بينی؟! دست در دستان تو تمام راه را بيراهه رفته بودم شنيدم كسی ميگفت: چشمانت را ببند! اعتماد كن... به قيمت تمام روزهای رفته چشم هایــم را بستم... اعتماد كردم...! بهای سنگينی داشت اعتماد ! روزی... چشمانم را باز كردم؛ چيزی به نام " عشـــــق " در راهِ همپا شدنِ با تو به تاراج رفته بود!

دوست من باور كن، خیلی از آدم هایی که دوست دارن با شما باشند ؛ از روی علاقه به شما نیست ، صرفاً به خاطر این که چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند ! اون زمانیکه مطمئن شدند تنها هستید ، تنهاتون می گذارند . . . ! پس اونقدري براش ارزش قائل شيد كه بهش ايمان داريد يا مي آريد .. نه اونچه كه زبون بازيهاش ميگه در گذر زمان خود باش باسايه هايت به بازي نپرداز چون همانا اين سايه ها تو را به بازي ميگيرند اونيكه بودنت رو قدر نمي دونه لايق موندگار شدن توي ذهنت هم نيست

نازنينم ،اولین بيت غزل دلنواز عشق در سينه ام تو بودی آخرین هم تو خواهی بود نمی خواهم طعم چشم دیگری را بنوشم انتظار بارانت سخت هم باشد فقط به خیال باريدن حضورت به انتظار ديدار و آمدنت و سكوني ابدي در كنارت در درياي بيكران عشقت خیس خیسم....د..