gegli

عاشق دريا

فردين

× اين وبلاگ خصوصي(و نه عمومي) بوده و با همين عنوان و صرفا براي مخاطبان خاص تعريف شده،و تابع قوانين وبلاگهاي خصوصي است،بخش محتوائي تماما نوشته،ترجمه يا گردآمده توسط فردين مدير اين وبلاگ ميباشد.هرگونه رونوشت واستفاده از محتواي نوشتاري و تصويري براي هيچكس مجاز نيست و هرگونه نقل قول و غيره تحت هرعنوان وانتقال به ديگر وبلاگها يا فضاهاي مجازي،عمدا يا سهوا توسط هر شخص و مقامي بدون اطلاع و اذن مديراين وبلاگ غير قانوني و مجرمانه تلقي شده و عنداللزوم در مراجع صالحه و قانوني قابل پيگرد است،مضافا براينكه نگارنده در قبال هرگونه رونوشت يا باز نشر مطالب بدون رعايت موارد فوق از خود سلب مسئوليت كرده و مرتكب شخصا پاسخگوي عواقب و خسارات معنوي و قانوني متعاقب و مرتبط خواهد بود
×

آدرس وبلاگ من

asheghedaryaa.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/fardin1347

×

تمام قصه هاي عاشقانه اينگونه به گوشمان خوانده شده اند..تقصير نه از تواست نه از من

http://graphic.ir/pictures/__2/_27/__20121225_1698786534.jpg

غریب است دوست داشتن.وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بی رحم ‌تر . تقصیر از ما نیست ؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند...

خدایا چه کسی باغبان است در این باغ ِ همیشه خزان و چه کسی کامران است میان این همه پیر و جوان چیست این بازار در ظلمت خود نهان که در آن تنها پول می‌درخشد بی‌آنکه دیده شود چه چیزی فروخته می‌شود چه کسی آن را می‌خرد

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم

مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

روزهای بارانی پاییز را دوست دارم.........

معلوم نمیشود منتظر تاکسی هستی یا آواره ی خیابان ها.........

بخار هوا مال سرماست یا دود سیگار.......

روی گونه ات اشک است یا دانه های باران. .... 

یکشنبه 13 بهمن 1392 - 6:10:16 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 19 بهمن 1392   2:07:05 AM

اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.

 

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 19 بهمن 1392   1:56:22 AM

look for the one :

who calls you back when you hang up on him

who will stay awake just to watch you sleep

wait for the guy who kisses your forehead

who wants to show you off to world when you are in your sweats

wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you

wait for the one who turns to his friends and says that's her

http://baaroon.loxblog.com/upload/baaroon/image/Montakhab13_037.jpg


https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 19 بهمن 1392   1:50:24 AM

If I had a flower for every time I thought of you...I could walk through my garden forever.

http://baaroon.loxblog.com/upload/baaroon/image/Rose.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 19 بهمن 1392   1:46:32 AM

Hey you that claim to be a true lover ,Don't forget that ,Love never dies a natural death. It dies because we don't know how to replenish its source. It dies of blindness and errors and betrayals. It dies of illness and wounds; it dies of weariness, of witherings, of tarnishings.

Fardin , The Sea Lover

http://public.eslatosht.com/wp-content/uploads/2013/11/I-Love_U1.jpg


https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 18 بهمن 1392   11:36:03 PM

My dear friend , Have you ever been in love? Horrible isn't it? It makes you so vulnerable. It opens your chest and it opens up your heart and it means that someone can get inside you and mess you up!!??

http://static3.wikia.nocookie.net/__cb20130430222043/creepypasta/images/9/92/Love2.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 18 بهمن 1392   8:18:41 PM

دور از جانتان ارتباط داشتن با جماعتي كه نمي فهمند يا كج مي فهمند چندان دشوار نيست ..دشواري آنجايي است كه آن جماعت خود را به نفهمي بزنند...و از آن دشوارتر ديدن عده اي موج سوار است كه همين يك هنر را دارند و تلاششان  ماهي گرفتن از آب گل آلود است... و عده اي از همين جماعت هم آنها را دوره كرده و به كف زدن و هورا كشيدن مشغولند....جالب است اگر خوانندگان غير خاموش در تمام وبلاگ ها را بشماريد تعدادشان به پنجاه نفر هم نميرسد و از اين پنجاه نفر هم كمتر از ده نفر جسارت و هنر لازم براي بيان دانسته هاي خود را دارند...پس خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل ...اميدوارم در هر آوردگاهي از عرصه فرهنگ و هنر و ادبيات شاهد حضور كساني باشيم كه حداقل چيزي از ايشان آموخته و بر دانسته هايمان افزوده شود ..هر چند شعارمان اين باشد كه اينجا صرفا محيطي براي پر كردن تنهايي هايمان است عطش كنكاش و تقابل انديشه ها در ما بيداد مي كند و بايد به دوستاني كه احتمالا خواهند گفت پس چرا مانده اي بايد بپرسم من علت ماندنم را ميدانم تو بگو براي ماندن چه دليل معقولي داري..؟؟....با سپاس از دوست فهيم و ارزشمندم كه حضورش ارمغاني جز صفا و صميميت بهمراه ندارد

معصومه جان مانا و شادمان باشي هميشه ايام

اين هم نمونه اي از حقيقت و هدف واقع در وراي تمام واژه هاي دروغ و اغرق آميز اين جماعت

http://www.30a30.ir/portals/30a30.ir/people_in_laleh_park.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 18 بهمن 1392   8:14:46 PM

درود بر دوست با صفا و ارزشمندم معصومه عزيز

اين زمين نيست كه در عملكردش كوتاهي ميكند ...چرا كه ميليون ها سال است كه حول محوري ثابت مي چرخد تا به ما ثبات و پايداري در حركت ثابت و يكنواخت در مسير زندگي امان را بياموزد !!! به انساني كه اين روزها حتي به كوچكترين ارزش ها و اصول در قبال خود و همنوعانش نيز پايبند نيست....جاي بسي افسوس نيست...؟؟!! تنها موجود خودمختار آفرينش آنقدر بي اراده شده كه حتي نمي تواند به پايه ترين اصول و ارزش ها در خلقتش پايبند بماند....زمين به اين بزرگي و سنگيني به يك سو مي چرخد و حول يك وضعيت جابجا ميشود اما چنين ثباتي از اين موجود دو پا انتظاري بس عبس و پوچ است...بگذاريد صادقانه به حقيقتي تلخ اعتراف كنم ، كه اميدوارم به تريپ قباي كسي بر نخورد ..اگر هم خورد به تون و طبس كه ميخورد ..!! راستش وقتي مي بينم كه طي سالها چه كساني در ميان ما بودند و الان جايشان را به چه كساني داده اند كه طوطي وار بدون آنكه چيزي در چنته داشته باشند و حتي زحمت خواندن مطالب وبلاگ ها را بدهند ..به مجيز گوئي و پاچه خواري هاي بي انتها و تهوع آور پرداخته و باز هم  بدون آنكه زحمت نوشتن چند سطر مطلب بدرد بخور حتي اگر شده از تجارب روزمره زندگي  از مغز نداشته اشان به خود بدهند !!! يا حتي دانش چيدمان چند جمله ساده را داشته باشند تا چيزي بر دانسته هاي خود و دوستانشان اضافه كنند... و صرفا به اظهار نظرهاي آب دوغ خياري و تكراري مي پردازند دلم ميگيرد ، البته اينجا انتظارنداريم كه ترازو و شاغول گذاشته و ميزان كمالات كسي را بسنجند ، كه احوال برون خبر دهد از سر درون....ما هم كه در اين وانفساي تملق و چاپلوسي هاي مرسوم كه به اعماق مفاهيم سفر نشده و غالبا اين دست همراهان بر سطح نشسته يا سوارند ...!!! پس بي جا نيست اگر ترجيح بدهيم در حد درك و فهم اين جماعت به موضوعاتي بپردازيم كه در حد درك و فهمشان باشد ..از دروغ ، خيانت ، بي وفايي ، عشق هاي پخته و نيم پخته و آبكي...و چه دردي است كه بداني جامعه هدفت هرگز آنچه را كه بايد بفهمند و درك كنند ، درك نكرده اند كه هيچ ، كج فهميده اند ....

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 17 بهمن 1392   10:24:48 AM

Likes 1

هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري .
بيچاره فرشته ...
روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.

- وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با "اميد" زنده ام.

http://www.up.98ia.com/images/bstvcysh7ez1uw5iyym.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 17 بهمن 1392   8:56:31 AM

Likes 1

سفره ای که پهن شد، اینبار خالی از دلتنگی بود.
فقط... بوی گلاب بود و گلهای بی ریشه و درحال مرگ.
بین آنهمه سکوت، مرور یک خط از قصه های تو برای گفتن تمام خاطراتم بس بود.
راستش را بخواهی... قصد دیدار، هرچه بود از نیاز بود... به خدای بزرگ تو.
و تو چه صادقانه هرچه مرهم داشتی، رو کردی وقتی دیدی از نشان دادن زخمهایم شرم دارم.
حالا تمام غرور من از با تو بودن این است که از پشت پنجره ای که تو باز کردی، گاهی خدای تو را میبینم که ساده و صبور، آب و خاک و هوا را نوازش میکند و تو آنطرفتر، درسایه یک درخت، آوازهای خدا را زمزمه میکنی.

https://fbcdn-sphotos-c-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn1/t1/76277_652432108132240_35155287_n.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 17 بهمن 1392   8:38:36 AM

Likes 1

باور كن خسته ام از واژه هاي سرد و تكراري ، وعده هاي پوچ و پوشالي ، دل هاي مملو ز هوس !! وز عشق توخالي ، هر كه از راه رسيد ... دعوي عاشقي و عشق نمود .. خود را يار وفادار بخواند،، خداوندا  خود گواهي ، كاين جماعت بر سر مكتب عشقت هيچ نياموخته اند!! مگر از جور و جفا...؟؟!! جان من... يار كجا ؟ عشق كجا ؟ يك تن تب دار كجا ؟  مهر و وفا سيري چند !!؟...هر چه ديدم ، هر چه بود ..هيچ نبود ...جز تنوع طلبي ، لهو و لعب .. بي عاري !!!... تو اگر يار شدي ...  يا كه همراه شدي ، تو اگر دعوي ياري داري ...خواهشم از تو يكي است...اندكي با خودت  صادق باش ، با يارت باش ... با من باش ، اندكي هم تو مرا دوست بدار.....ولي..... طولاني .....

  دلنوشته هاي دريايي عاشق دريا - فردين  

http://safayedez.persiangig.com/weblog/kayam.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 17 بهمن 1392   6:13:06 AM

Likes 1

زاهد مترسانم دگر دوزخ ندارد آتشی

آنان که میسوزند خود آتش زدنیا می برند

https://lh3.googleusercontent.com/-yibgEXA78pE/UIYlGE0ouTI/AAAAAAAAESE/z2zDGECdWpE/w497-h373/522212_378977555486834_694074688_n.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 16 بهمن 1392   6:32:28 PM

Likes 1

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند

دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند

 

آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده:

وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند

 

تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است

اصلاً تمــام قرص ها جز تــــو ضـــــرر دارند

 

آرامش آغوش تو از چشم من انداخت

امنیتی کــــه بیمه های معتبـــر دارند

 

«مردی» به این که عشق ده زن بوده باشی نیست

مردان ِ قدرتمند ، تنهــــا "یک نفـــــر" دارند!

 

ترجیــــح دادم لحـــن پُرسوزم بفهمـــاند

کبریت های بی خطر خیلی خطر دارند!

 

بهتــر! فرشته نیستم ، انسانِ بـــی بالــــــم

چــون ساده ترکت می کنند آنان کـه پَر دارند

 

می خواهمت دیوانه جان! می خواهمت، ای کاش

نادوستانم از سر ِ تـــو دست بردارند...



http://parisamotahari.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 15 بهمن 1392   9:27:59 PM

Likes 2

  Ах, душа моя! Ты...

http://parisamotahari.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 15 بهمن 1392   9:24:51 PM

Likes 2

 Верни мне крылья…Верни мне крылья…Где живет душа?

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 15 بهمن 1392   12:55:06 AM

Likes 1

حاجتي نيست كه آزار دهد كس ما را
اينكه زنداني خاكيم همين بس ما را
چشم پوشيدم از اين باغ خزان‌ديده چنان
كه نه با گل سر و كار است و نه با خس ما را
عشق هم رفت چو شد دور جواني سپري
به چه خشنود توان كرد از اين پس ما را
مي‌سپارم سر و جان در قدم قاصد مرگ
اگر از در رسد اين پيك مقدس ما را
كس نديده است چون من بندة بي‌مقداري
كه به هر كس كه فروشند دهد پس ما را
جز تو يارب به كسي نيست مرا روي اميد
تو مكن خوار به چشم كس و ناكس ما را
تا غني در گرو‌ِ منت خلق است اله
جامة فقر به از جامة اطلس ما را

http://upload7.ir/imgs/2014-01/85105021682115460255.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 15 بهمن 1392   12:53:12 AM

کدامین چشمه سمّی شد که آب از آب می‌ترسد؟
که حتا ذهن ماهی‌گیر از قلّاب می‌ترسد؟

کدامین وحشتِ وحشی، گرفته روح دریا را
که توفان از خروش و موج از گرداب می‌ترسد

گرفته وسعت شب را غباری آنچنان مبهم
که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می‌ترسد

شب است و خیمه ‌شب ‌بازان و رقص ِوحشیِ اشباح
مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب می‌ترسد

فغان زین شهر ِکج ‌باور، که حتا نکته ‌آموزَش
ز افسون و طلسم و رَمل و اسطرلاب می‌ترسد

طنین کارسازی هم، ز سازی بر نمی‌خیزد
که چنگ از پرده‌ها و سیم از مضراب می‌ترسد

سخن دیگر کُن ای جانا! کجا باور توان کردن
که غوک از جلبک و خرچنگ از مرداب می‌ترسد؟

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 14 بهمن 1392   6:34:46 AM

Likes 1

http://up.hammihan.com/img/userupload_2012_18671452171357485933.07.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 14 بهمن 1392   6:26:57 AM

Likes 1

http://www.8pic.ir/images/88817896137076491132.jpg

https://www.asheghedaryaa.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 14 بهمن 1392   4:44:14 AM

Likes 1

درود و سلام بر بانوي آرامش و صفا معصومه

گاهي دستان گرمي را تنها براي فراموش كردن سردي دستان خود مي گيريم !! و همين كه گرما و اميد و انرژي هاي مثبت را مثل خانه هاي يك باطري خالي كرديم ...خيلي راحت به دنبال دستاني گرم تر ، چهره اي تازه تر و نداشته هاي بيشتر مي گرديم، اين روزها استفاده ابزاري از عواطف و احساسات يكديگر برايمان جاي خيلي از سرگرمي ها را گرفته ...اين روزها همه به نوعي عقده ديده شدن گرفتار آمده اند ..!!! و همين واقعيت آنها را به سوي استفاده از هر ابزار بيروني و دروني سوق ميدهد تا به دستاويزي براي جبران عقب مانده گي هاي ارتباطي و ضعف هاي ناشي از آن در خود دست يابند ...و همين دور مسلسل ناشي از فقدان آرمان هاي ماندگار و ارزشي است كه آدمهاي تكراري  و هدف گم كرده را در دنياي پيرامونمان با رفتار هاي يكنواخت و كسل كننده  و پوچ روز به روز بيشتر ميكند ....پس هر جا رنگ و بارقه اي از صفا و آرامش ديديم نبايد آنرا از دست دهيم ...كه از اين دست دوستان  در حاشيه ها و نقاط پراكنده دشت هاي گوهري كم نيستند ...!! همان هايي كه جنس آمدن و رفتن ، نوشتن و سرزدن هايشان براي تمامي دوستانشان غنيمت است ... يكي مثل بانوي آرامش ... كه اميدوارم روز به روز بر تعداد اين دست دوستان افزوده شود هرچند شايد فرسنگ ها از ما دور باشند اما صفا و گرماي وجود و قلب مهربانشان را از وراي همين صفحات مجازي مي توان حس كرد... از اينكه دوستاني چون شما هنوز در ميان گوهري ها حضور دارند خوشحالم و برايتان بهترين ها رو آرزو ميكنم

شاد و برقرار باشيد