gegli

عاشق دريا

فردين

× اين وبلاگ خصوصي(و نه عمومي) بوده و با همين عنوان و صرفا براي مخاطبان خاص تعريف شده،و تابع قوانين وبلاگهاي خصوصي است،بخش محتوائي تماما نوشته،ترجمه يا گردآمده توسط فردين مدير اين وبلاگ ميباشد.هرگونه رونوشت واستفاده از محتواي نوشتاري و تصويري براي هيچكس مجاز نيست و هرگونه نقل قول و غيره تحت هرعنوان وانتقال به ديگر وبلاگها يا فضاهاي مجازي،عمدا يا سهوا توسط هر شخص و مقامي بدون اطلاع و اذن مديراين وبلاگ غير قانوني و مجرمانه تلقي شده و عنداللزوم در مراجع صالحه و قانوني قابل پيگرد است،مضافا براينكه نگارنده در قبال هرگونه رونوشت يا باز نشر مطالب بدون رعايت موارد فوق از خود سلب مسئوليت كرده و مرتكب شخصا پاسخگوي عواقب و خسارات معنوي و قانوني متعاقب و مرتبط خواهد بود
×

آدرس وبلاگ من

asheghedaryaa.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/fardin1347

×

خط خطي هاي مجازي و ارتباطات بوي " نا " گرفته

http://file.delshekaste.com/1/1410366755728789_large.jpg


در دنياي مجازي اين روزهاي ما يا بهتر بگم مجازي هاي ما ، همه جا پر شده از تكرارهاي بي پايان ، دنباله دار و يكسان تكراري ، وبلاگ ها هم شده عينهو فضاي حمام هاي عمومي و قديمي كه همه سعي مي كردن تر و تميز بيرون بيان وضمن عافيت گفتن هاي بوي آب خزينه گرفته و متملقانه كه در خلال اون واژه ها رو مثل كاغذهاي چرك نويس ميون هم تيكه پاره مي كردند ... همه و همه موجب خستگي روح و فرسايش روان ميشه تا جائي كه هر كي ندونه فكر مي كنه عده اي روانپريش ، تازه به هم رسيده و از آن لذت مي برند !!!! كمي كه بهشون نزديك باشي يا بشي ، اونقدري كه بتونند صادقانه باهات حرف بزنند ، رو به اعتراف ميارن ..همين امروز چند تائيشون رو با هم و دور هم ديدم همين سئوال ها رو پرسيدم ..ميدونيد جوابشون چي بود؟ يكيشون مي گفت : " خیلی وقته فكر می‌كنم دیگر خودم نیستم! زندگی مجازي هم شده تكرار مكررات: كارهای تكراری و بی‌معنی و نتایج تكراری. زندگی اونقدر به روزمرگی افتاده كه دیگه گذر زمان رو حس نمی‌كنم. شما می‌دونید چه اتفاقی افتاده؟ گفتم : اين روزاا حرف‌های مشابه این رو خیلی جاها می‌شنویم ،به‌خصوص از زبان جوون‌ترها و همه به دنبال راه‌ حلی برای این سرگشتگی هستند. هر كسی به طریقی می‌خواد از این تكرارها فرار كنه. اما پیدا كردن مشكل اصلی اونقدر پیچیده است كه مجالی برای پیدا كردن راه حل باقی نمی‌مونه و این مشكلی است كه هر كسی در زندگی اون رو تجربه كرده . حتی خود شما!! البته اگه فكر می‌كنید هدف اینه كه شما رو راهنمایی كنم تا همین امروز شكل زندگی‌تون رو تغییر بديد، شاید انتظار خیلی معقولی نباشه اما باز كردن موضوع می‌تونه در تغییر مكررات كمك بزرگی برای همه باشه. اصولا افراد به اونچه كه قبلا انجام داده‌اند آشنا هستند و این چنین افكار، احساسات و اعمالی به طور ناخود‌آگاه براشون خوشایند و آرامش‌بخش خواهد بود. چون انسان از هر چيزي كه براش ناشناخته باشه می‌گریزه و این فرار به مرور زمان تبدیل به یك عمل ناخودآگاه ذهنی می‌شه. بدین ترتیب شما یك حلقه نامرئی به دور خودتون می‌كشید كه داخل اون احساس آرامش می‌كنید كه ميشه به اون اصطلاحا محدوده آرامش گفت !!!؟ . بدون تردید یك كودك با نگاه كردن به دیگران نه حرف زدن یاد خواهد گرفت و نه راه رفتن رو. فكر كنید اگر بچه‌ها افكاری شبیه بزرگ‌ترها داشتند با این محدوده‌های آرامش تنگی كه ما برای خودمان درست می‌كنیم، آن وقت هیچ‌كدام هیچ كاری در زندگی‌شون یاد نمی‌گرفتند و تا آخر عمر توي بستر گرم و نرمشون می‌موندند. بچه‌ها می‌دونند باید اونقدر غلط بگن و زمین بخورن تا بالاخره یاد بگیرن چگونه درست حرف بزنند و راه بروند. در واقع با پذیرش مسائل جدید و تجربیات تازه محدوده آرامش‌ ما گسترده‌تر خواهد شد و بدین‌ترتیب پذیرش اتفاقات و فشارهای زندگی با آرامش روحی بیشتری اتفاق خواهد افتاد. خب حالا كه می‌دونیم باید شروع به فعالیت كنیم، چطور باید با اون نداي درونی كه مانع پیشرفتمون می‌شه برخورد كنيم؟ فكر می‌كنید فرق افراد با اراده با افراد دیگه چیه؟ آيا در اونها این ندای درونی بلند نمي شه؟ بدون شك اونها هم این تردیدهای درونی رو دارند ولی تفاوتشون در اینه است كه كمتر به كلمه " اما" فكر می‌كنند.!! احتمالا الان این سوال در ذهن شماست كه این مسائل چه ربطی به یكنواختی زندگی دارد... اگر یك بار دیگر مطالب را در ذهن‌تان مرور كنید، یك ارتباط كاملا منطقی بدست خواهد آمد: یكنواختی ناشی از ماندن در محدوده آرامش تنگی ‌است كه هركسی برای خودش آفریده است. اگر ما بتونیم یك قدم پای‌مان را از این محدوده فراتر بگذاریم و در واقع سعی كنیم این محدوده رو با تجربیات تازه گسترش بدیم، خود‌به‌خود فعالیت‌های بیشتری برای انجام دادن خواهیم داشت و این یعنی تنوع در زندگی. همه اون چیزهایی كه در زندگی آسان و راحت انجام می‌شوند داخل محدوده آرامش مون قرار می‌گیرند و انجام دادن اونها هیچ نتیجه تازه‌ای و هیچ هیجانی به زندگی ما اضافه نخواهد كرد. در فراتر رفتن ازاونچه عادت كرده‌ایم رضایت از پیشرفت و یادگرفتن چیزهای تازه نهفته است. فكر می‌كنید جور دیگه اي می‌تونيم به این رضایت دست پيدا كنيم؟ و آیا بدون این رضایت و بدون یادگرفتن چیزهای جدید كسی می‌تونه ادعا كنه كه زندگی یكنواختی نداره !!!!

دوشنبه 24 شهریور 1393 - 4:37:00 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
× برای این پست نظرات ارسالی پس از تایید مدیر وبلاگ به نمایش در خواهند آمد

آخرین مطالب


حكايت تازه


حافظ خلوت نشين


زندگي


نو شدن از رفتن اين كهنه هاست


نيكي و پرسش ...!!!!؟


بيا آرام جانم ..دلــت بـر... مـا نمـی‌سـوزد ، سبب چیست..؟


تو مگر ماه نكو روياني


گل حسرت


پنجره و چشماي خسته از اين همه تكرار رو ببند و آروم بخواب كه شهرمون در امن و امانه


فرار زمان


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

509158 بازدید

29 بازدید امروز

89 بازدید دیروز

542 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت